تبليغاتX
ღ♥ღهر چی دل تنگت میخواهد ღ♥ღ
ღ♥ღهر چی دل تنگت میخواهد ღ♥ღ

 
 

آرشيو مطالب

شهریور 1387

مرداد 1387

 
 

امكانات جانبي

RSS 2.0

آمار بازديد : نفر
افراد آنلاين :  نفر

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

پرداخت شده...

روزی به یاد آوردم که مادرم هنوز پول هایم را پرداخت نکرده.بی صبرانه کاغذی را از دفترم جدا کردم و روی آن شروع کردم به نوشتن قرض ها ی مادرم به من.سپس رفتم و کاغذ را روی میز آشپزخانه گذاشتم و به مادرم گفتم:"لطفاً پرداخت شود."مادرم پس از نگاه کردن به ورقه ،گفت:"حساب شما خیلی وقت است خالی است .هرگاه تو حسابت را پاک کرد ی،من هم به روی چشم."گفتم :"از کدام حساب می گویی؟"گفت:"پول نه ماه تحمل سختی هایت هیچ.پول هزاران شب بیداری و نخوابی برای تو هیچ.تحمل نکردن مشکلاتت وشبان بیدرا ی برای راه چاره ا ی باز هم هیچ.هرگاه پول این سه قلم را پرداخت کردی بیا تا ادامه اش را بگویم."مات ا زکار مادرم .پس در ناچارگی روی پول خرید آن روز برای پذیرایی از میهمانان خط کشیدم.روی پول نمرهایم برای درس ریاضی خط کشیدم.روی خرید یک دوچرخه برای معدلم خط کشیدم و بی معطلی زیر کاغذ با قلمی سرخ رنگ و با خطی بزرگ نوشتم:

"قبلآ پرداخت شده..."

شنبه دوم شهریور 1387 |

 

ماشینه افراد محبوبه شما چیست؟

-**********----********

 

۲- محمدرضا شريفي نيا --- زانتيا و سيناد

3- تهمينه ميلاني --– پرادو

4- مسعود ده نمکي --– پژو 206

5- پرويز پرستويي –-- پرشيا

6- بهرام رادان --– لندکروزر

7- پوريا پورسرخ --– پاترول

8- علي لهراسبي --– پرادو

9- کامبيز ديرباز –-- کوراندو

10- محمد اصفهاني --– تويوتا کمري و سوناتا و پژو 405

11- سيد جواد هاشمي --– آزرا

12- فيروز کريمي –-- آزرا

13- امين حيايي –-- رنج رور

14- نفيسه روشن –-- رنو PK

15- حسين رضازاده –-- ماکسيما

16-رضا رشيدپور --– تويوتا کمري

17- محمدرضا فروتن --– پژو 206

18- نيکي کريمي –-- پاترول

19- شهاب حسيني --– ريو

20- محمود شهرياري --– ماکيسما و ماتيز

21- طناز طباطبايي --– اپل کورسا

22- امين تارخ --– پرادو

23- مهدي سلوکي –-- پرشيا

24- حميد گودرزي --– سانتافه

25- حسن پورشيرازي –-- مگان

26- حامد کميلي –-- پاترول

27- حميدرضا پگاه –-- پژو 206

28- حسين رفيعي –-- رونيز

29- رضا صادقي --- پژو 206

30- سعيد راد --- کوراندو

31- زيبا بروفه --- پژو 206

32- حسن جوهرچي --- پژو 206

34- علي نصيريان --– ورنا

35- پانته آ بهرام --- پرايد

36- مريلا زارعي --- سمند

37- رضا کيانيان --- پاترول

38- کاوه سماک باشي --- پرشيا

39- امير نوري --- پرشيا

40- ابوالفضل پورعرب --- پرشيا

41- امير تاجيک --- زانتيا

42- جواد رضويان --- سوزوکي و پژو 206

43- رامتين خداپناهي --- پژو 206

44- امير جعفري --- پرادو

45- مجتبي کبيري --- پرشيا

46- عليرضا دبير --- پژو 206

47- علي دايي --- بنز و پرادو

48- نيوشا ضيغمي --- پژو 206

49- باران کوثري --- سمند

50- احسان خواجه اميري --- مزدا 323

51- شاهين آرين --– سوناتا

52- اشکان خطيبي --- پژو 206

53- حميد لولايي --- دوو سي يلو

54- مهران مديري --- پرادو

55- حميد عسگري --- GEN2


56- بروز ارجمند --- مزدا 323

57- مسعود روشن پژوه --- پرادو

58- حسام الدين سراج --- پژو 206

59- بهروز افخمي --– پژو 405

60- احمدرضادرويش --- پژو 405

61- محمد سلوکي --- پژو 405

62- احسان عليخاني --- پژو 405

63- مسعود کيميايي --- پاترول

64- مجيد اخشابي --- پرشيا

65- قاسم اقشار --- ماکسيما

66- جمشيد مشايخي --- پژو 405

67- رضا عطاران --- پژو 206

68- مجيد صالحي –-- پرشيا

69- محمد نصرتي --– ماکسيما

70- ايرج نوذري –-- پژو 206

71- مريم کاوياني --- پژو 206

72- عليرضا نيکبخت واحدي --- BMW

73- نگار فروزنده --- دوو سي يلو

74- شيث رضايي --- بنز

75- سپند اميرسليماني --- پژو 206

76- عاطفه نوري --- ماتيز

77- مهسا کرامتي --- پرايد

78- مهدي مقدم--- دوو سي يلو

79- عبدالرضا اکبري --- پژو 206

80- عليرضا خمسه --- مزدا 323

81- عادل فردوسي پور --- زانتيا

82- گلشيفته فراهاني --- پرادو

83- بهزاد فراهاني --- پژو 405

84- جهانگير کوثري --- پرشيا

85- رخشان بني اعتماد --- ماتيز

86- مهتاب کرامتي --- پژو 206

87- اکبر عبدي --- گل

88- سيروس مقدم --- پژو 206

89- حسين ياري --- تويوتا کمري

90- خسرو شکيبايي --- پژو  206داشت.

91- آرام جعفري --- پژو 206

92- يکتا ناصر --- پژو 206

93- حسام نواب صفوي --- مگان

94- مهدي اميني خواه --- پژو 206

95- فرزانه کابلي --- پژو 206

96- ليلا اوتادي --- دوو سي يلو

97- حميد ماهي صفت --- اپل کورسا

98- فرزاد حسني --- ماشين ندارد

99- افشين قطبي --- سوزوکي

100- ناصر حجازي --- سوزوکي

101- علي پروين --- ماکسيما

نظر یادتون نره

پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 |

 

راز های لبخند

كسي البته مجبورتان نكرده، مي‌توانيد به همين رويه ادامه بدهيد و هر موضوع را از جنبه ناراحت‌كننده‌اش نگاه كنيد و زانوي غم  به بغل بگيريد، يا مي‌توانيد در هر موقعيتي، نكته بامزه‌اي بيابيد و به آن بخنديد.

اما قبل از اينكه تصميم‌تان را بگيريد، به نتيجه تازه‌ترين مطالعات در مورد تأثير خنده بر سلامت توجه كنيد.به گزارش خبرگزاري رويترز، يك تيم تحقيقاتي در دانشگاه لوماليندا در كاليفرنيا، چند سالي است كه روي تأثيرات روان شناسي و بيولوژيك خنده و شادي بر انسان مطالعه مي‌كند و آخرين مرحله اين مطالعات به نتايج جالبي دست يافته است؛ اينكه خنديدن روي هورمون‌هاي مرتبط با استرس تأثير مي‌گذارد و ميزان ترشح آن را در بدن كم مي‌كند.

مرحله اول اين مطالعات در سال 2001، روي تأثيرات رواني خنديدن متمركز بود. محققان مردم را به طريقي وادار به خنديدن مي‌كردند، بعد از آنها مي‌خواستند تا احساس خود را نسبت به قبل از آن، توضيح دهند. مقايسه اين احساسات، نشان داد كه خنديدن و ابراز شادي، باعث كم شدن محسوس احساس تنش و اضطراب، احساس انرژي مثبت و بهتر شدن خلق و خوي آنها شده بود.

در مرحله بعدي اين مطالعه، در سال 2006، اين تيم تحقيقاتي، سعي كرد واسطه‌هاي بيولوژيك و شيميايي كه موجب اين احساس مي‌شود را پيدا كند. اندازه‌گيري‌هاي آزمايشگاهي نشان داد وقتي افراد فيلم‌هاي كمدي و خنده دار تماشا مي‌كنند، ميزان ترشح هورمون ضددرد دروني و طبيعي بدن، اندورفين، افزايش مي‌يابد.

افزايش ترشح اين هورمون‌ها، باعث مي‌شود كه فرد احساس آرامش و راحتي بيشتري كند و بهتر بتواند با شرايط ناسازگار كنار بيايد. ترشح اندورفين‌ها، كه از دسته تركيبات شيميايي مشابه مرفين‌ها هستند، حالتي ايجاد مي‌كند كه مصرف‌كنندگان مواد‌مخدر، سعي مي‌كنند با استفاده از مواد‌مخدر خارجي، آن را به دست بياورند. همچنين مطالعه اين محققان نشان داد ميزان ترشح هورمون رشد هم بعد ازخنديدن بيشتر ترشح مي‌شود.

در آخرين مرحله اين مطالعات، كه هفته گذشته نتايج آن منتشر شد، واسطه‌هاي شيميايي ديگري نيز بررسي شد و اين طور نتيجه داد كه در اثر تماشاي فيلم‌هاي خنده دار، ميزان ترشح هورمون‌هاي نشانه استرس، مانند كورتيزول و آدرنالين كاهش قابل ملاحظه‌اي مي‌يابد. (تا 70 درصد) بررسي‌هاي قبلي در گروه‌هاي ديگر تحقيقاتي نشان داده بود كه ترشح بيش از حد هورمون‌هاي نشانه استرس، مانند كورتيزول، موجب كاهش قدرت دفاعي و ايمني بدن مي‌شود و بدن مستعد ابتلا به‌ انواع عفونت‌ها، همچنين بيماري‌هايي مي‌شود كه رابطه آنها با وضعيت التهابي روشن شده است.

به‌عنوان مثال مطالعه‌اي كه نتايج آن 2 ماه پيش منتشر شد، مشخص شده بود افرادي كه به‌طور درازمدت درگير استرس‌هاي شغلي هستند، بيشتر از سايرين احتمال دارد كه دچار بيماري‌هاي قلبي و عروقي شوند. مطالعه ديگر نشان داده بود كه افزايش سطح پايه اين هورمون‌ها، مي‌تواند زمينه را براي ابتلاي افراد به ديابت نيز فراهم كند.

افرادي كه سطح استرس بالايي دارند، معمولا بيشتر سرما مي‌خورند و سرماخوردگي شان بيشتر طول مي‌كشد.حالا ديگر تصميم با خودتان است، مي‌توانيد بيشتر بخنديد و سالم باشيد يا اينكه بازهم واقعيت را از نيمه تاريك آن ببينيد

شنبه بیست و ششم مرداد 1387 |

 

ٍٍٍٍٍٍٍدوٍٍٍٍٍٍست دارم به زبانهای دیگر...................

                                                              TIAMO      ایتالیایی                   

SAYAPO      یونانی

YAVASLIUBLI    روسی

AMO-TE    پرتقالی

 DICHLCHLIEBE    آلمانی

TEQULERO   اسپانیایی

JET AIME  فرانسوی 

                        

شنبه بیست و ششم مرداد 1387 |

 

چیزی از من بخواهید ..

روزی خدا هستی را قسمت می کرد .

خدا گفت :

چیزی از من بخواهید .. هر چه باشد شما را خواهم داد .. سهمتان را از هستی خواهم داد .. زیرا خدا بسیار بخشنده است .

و هر که آمد چیزی خواست .. یکی بالی برای پریدن ..و دیگری پایی برای دویدن .. یکی جثه ای بزرگ خواست ..و آن یکی چشمانی تیز .. یکی دریا را انتخاب کرد یکی آسمان را .

در این میان کرم کوچکی جلو آمد و به خدا گفت :

من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم ، نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ ، نه بالی و نه پایی ، نه آسمان و نه دریا .

تنها کمی از خودت ، تنها کمی از خودت رو به من بده .

و خدا کمی نور به او داد .

نام او کرم شب تاب شد .

خدا گفت : آنکه با خود نوری دارد بزرگ است ، حتی اگر به قدر ذره ای باشد ، تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان میشوی .

و رو به دیگران گفت : کاش می دانستید این کرم کوچک بهترین را خواست، زیرا از خدا جز خدا نباید خواست .

هزاران سال است که او می تابد روی دامن هستی می تابد وقتی ستاره ای نیست چراغ کرم شب تاب روشن است و کسی نمی داند که این همان چراغی است که روزی خدا آن را به کرم کوچک بخشیده است .

قسمت خدا

پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 |

 

گنجشک وخدا...

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هربار با فرشتگان اینگونه

می گفت: او میاید زیرا من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنوم ویگانه قلبی که دردهایش را در خود نگاه میدارد

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.فرشتگان چشم به لب هایش دوختند ولی گنجشک هیچ نگفت

خدا لب به سخن گشود: با من بگو از انچه که سنگینی سینه ی توست گنجشک گفت: غم من همه از توست از

نامهربانی ات چه بگویم ؟ خدا گفت: می شنوم

گنجشک گفت : لانه ی محقری داشتم مامن خستگی هایم و سرپناه بی کسی ام بود تو همان را از من گرفتی این طوفان بی موقع چه بود؟

چه می خواستی از لا نه ی محقرم کجای مملکت تو را گرفته بود؟ سنگینی بغض راه گلویش را بست و سکوتی در

عرش طنین انداز شد و فرشتگان همگی سر به زیر انداختند

خدا گفت : ماری در راه لا نه ات بود خواب بودی باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند انگاه تو از کمین مار

پر گشودی گنجشک خیره در خدایی خدا ماند و خدا گفت چه بسا بلاها که به واسطه ی محبتم از تو دور کردم و تو

ندانسته به دشمنی ام برخاستی اشک در دیدگان گنجشک نشست ناگاه چیزی از درونش فرو ریخت

هایهای گریه اش ملکوت خدا را پر کرد

 

پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 |

 

برا ی او که رفت......

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا 

 

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا 

 

نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی   

 

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا  

 

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست 

 

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا   

 

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم 

 

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا  

 

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار   

 

 این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا 

 

شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود 

 

ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا 

 

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت 

 

این قدر با بخت خواب آلود من،لالا چرا   

 

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند 

 

در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا   

 

در خزان هجر گل ای بلبل زیباحزین

 

خامشی شرط وفاداری بود،غوغا چرا 

 

شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر 

 

این سفر راه قیامت میروی تنها چرا   

                                                         ( استاد محمدحسین شهریار ) 

یکشنبه بیستم مرداد 1387 |

 

ای خرسی..... خرسی.....خرسی....

برین تو ادامه مطلب .همش خرس........
ادامه مطلب

یکشنبه بیستم مرداد 1387 |

 

یکی: راستی راستی این دفعه رفتم تست بازیگری دادم و قبول شدم میگین چجوری . بخونین.
کارگردان گفت:نقشش خیلی کوتاهه ها فقط همین صحنه.
گفتم:عیبی نداره!
گفت:پول نمیدیما!
گفتم:عیبی نداره!
گفتم:دیالوگ چی؟
گفت: خودتو نشون نمیدیم!
تو میری پشت یه دیوار بعد یک گلدون میوفته اونور و تو میگی:آخ.
گفتم: بلند بگم.
گفت:مهم نیست صدات هم بعدآ دوبله میشه

خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، مي‌خواهيم بريم بندر! ترکه داد ميزنه: كجا؟ ما تا شام نخوريم هيچ‌جا نميريم!!!

 لره میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه

لره بعد از2سال ازسربازی برمیگرده،تو کوچه داداشش رو می بینه

 که ریشش بلند شده و خیلی ناراحته،ازش می پرسه چی شده

 چرا ناراحتی،داداشش چپ چپ نگاهش می کنه وجواب نمیده.

 میره درخونه اون یکی داداشش رو می بینه که

 اون هم با ریشهای بلند وقیافه ناراحت نگا نگاهش میکنه

خیلی نگران میشه،می پرسه چه اتفاقی افتاده؟بابا طوری شده؟اونم

 محلش نمیزاره.میره تو خونه باباشو می بینه که ریشش حسابی بلند شده

وخیلی ناراحته میگه من

می دونم که نه نه طوریش شده باباش با عصبانیت میگه

 پدرسوخته موقعی که

 داشتی می رفتی خدمت ریش تراش رو کجا بردی

 

لره میخواسته آتش نشان بشه

 توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره

و اون اطراف

آب نباشه چه کار  میکنی؟ لره میگه: هیچی تیمّم می کنیم

 


 

یکشنبه بیستم مرداد 1387 |

 

کامرانی و هومن.........

جمعه هجدهم مرداد 1387 |